ناهنجارترین سیما در کانون گردشگری اصفهان
تکرار هر روزه مشاهده میراث گرانبها در یکقدمی ما باعث شده آنچنان نسبت به آن بیتفاوت عمل کنیم که حیرت گردشگران از قارههای دور را برانگیزاند.

اصفهان جاذبههای گردشگری بسیاری دارد که مسافران و گردشگران از کشورهای دور و نزدیک برای تماشای آن فرسنگها مسیر را پشت سر میگذارند تا قطعهای از شاهکار دست انسان هزارهای که با هنر در صلح بود را به نظاره بنشینند. هنری که ریشه در فرهنگ و هویت ما دارد؛ اما به نظر میرسد دیگر برای ما ارزشی ندارد و لابهلای نمودارهای قیمت ارز و سکه به فراموشی سپرده شده است. فراموشی یا به عبارت صحیحتر تکرار هر روزه مشاهده میراث گرانبها در یکقدمی ما باعث شده آنچنان نسبت به آن بیتفاوت عمل کنیم که حیرت گردشگران از قارههای دور را برانگیزاند. قرار نیست در این چند کلمه از بیتوجهی مسئولانی که نامشان با میراثفرهنگی گرهخورده نسبت به آثار تاریخی صحبت کنیم؛ قرار نیست از میخهای ناآگاهی بر پیکر میراثمان سخنی رانده شود؛ نمیخواهیم بازگوکننده چندباره و چندباره حضور موتورها در قلب قدیمیترین میراثمان باشیم؛ این بار قرار است از ناهنجاری آشکار بیخ گوش سیاسیترین و درعینحال گردشگرپذیرترین نقطه شهر اصفهان تنها یک نکته را مطرح کنیم. برای طرح این سؤال لازم است خود را یک گردشگر که برای نخستین مرتبه به اصفهان سفرکرده تصور کنید تا بدانید یک گردشگر چه سوغاتی از شهر ما در دفتر خاطرات خود به ثبت میرساند.
بیتردید اولین مکانی که به شما برای بازدید پیشنهاد میشود میدان نقشجهان است با فرض اینکه مسیر شما برای تماشای این موزه بیبدیل از سمت پل تاریخی سی و سه پل شروع میشود تمام مسیر را با هم یکبهیک مرور میکنیم. ورودی چهارباغ از سمت میدان انقلاب با تلی از خاک را در حالی طی خواهید کرد که سالهاست این نابسامانی در این قسمت وجود دارد و به نظر میرسد اندیشهای برای اتمام این وضعیت وجود ندارد ناگزیر به عبور هستید پس چند قدم که بردارید به گذر فرهنگی و پیادهراه چهارباغ میرسید. شما باید جز انسانهای خوششانس و به قول قدیمیترها پیشانیبلند باشید که حین عبور از چهارباغ ماشینی با شیشههای دودی و کفی پایین و البته پلاک سفید از کنارتان با بوق مهیب عبور نکند چرا که این تصویر برای اصفهانیها تکرار مکررات است. گذر فرهنگی چهارباغ که تنها در نامواژه فرهنگ را با خود یدک میکشد را با سیما و منظری که در وصف نگنجد و قلم در توصیف آن قاصر طی میکنیم. میدان امام حسین پیش روی ما است میدانی سنگفرش کرده روبروی شهرداری اصفهان همه چیز زیبا و شکیل است صدای پرندهها میآید و نسیمی بهغایت دلنواز و البته برج روبروی شهرداری که بیشتر کاربری دیوار دلنوشتهها را به عهده گرفته است. به سمت خیابان سپه میرویم چند قدم که جلوتر میروید و به عبارتی دیگر چند قدم مانده به میدان نقشجهان حضور جمعیتی که واژههایی را زیر لب زمزمه میکنند کنجکاوی شما را تحریک میکند. بادقت گوش میدهید بله درست است دقیقا در یکی از شاهراههای منتهی به میدان نقشجهان و نزدیکترین فاصله تا آلبوم زیبای تاریخی شهر بازار غیررسمی ارز اصفهان در حال فعالیت هستند کاری که روز و شب نمیشناسد و چهبسا شبها بازار داغتری نیز دارد. این اتفاق در کوچهپسکوچههای شهر و بهدوراز نگاه مسئولان رخ نمیدهد بلکه مماس با متولی ترین نهادهای نظارتی شهر و استان درست زیر گوش استانداری و شهرداری و... دلارفروشان در اجتماعی چند دهنفره پا بر گلوی تن نیمهجان گردشگری گذاشتهاند با تمام توان آن را میفشارند. فارغ از غیرقانونی بودن فعالیت این قشر چهره نامأنوس و زشتی که در این نقطه از شهر ایجاد کردهاند تهدیدی جدی نهتنها برای گردشگری اصفهان که مسبب هزاران سو رفتارها و ناهنجاریهای دیگر است. ناهنجاریهایی که اگر زودتر چارهای برای آن اندیشیده نشود اوضاع حادتری را ایجاد کند.